باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 4 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

دانسته های این روزای باران از زبان فارسی

1391/7/26 12:06
نویسنده : میم
383 بازدید
اشتراک گذاری

دختر گلم با اینکه خیلی بزرگ شدی و خوب هم حرف میزنی هنوز بعضی کلمات رو خیلی شیرین ادا میکنی که من قند تو دلم آب میشه وقتی میشنوم مثل :

اموردم (omordam) = آوردم

بشباق یا بشاق = بشقاب

لاکشک = لاکپشت (تلفظش مثل لاکپشت )

پلاسکیت = پلاستیک

یشخال = یخچال البته قبلا دچخال بوده

موازد باش = مواظب باش

رادم رفت = یادم رفت

ردونه = یه دونه

اسپیکودو = اسکوبیدو ( انقدر اونطوری تلفظ کرده یه ربع فکر کردم درستش یادم اومد ) 

الان هر چی فکر میکنم بقیش یادم نمیاد بعدا کاملش می کنم

 چند روز پیش میگفت بابا جون داری منو ببری پارک (منظور همون حوصله داری)

داشت کارتون میدید میگه مامان چرا این لاکشکها نمیدونن نباید برن تو آب میفتن تو دردسر

چند روز پیش ها به باباش میگفت برام عیانو بخر که منظورش پیانو بود می تونست درستشو بگه ولی یادش رفته بود بعدش اصلاحش کرد

یه هفته پیش رفتم  بودم مهد دنبالش با ذوق اومد گفت مامان خانم مربی شعر یادم داد و برام با یه ریتم کوتاه و سریع خوند

شیر شکلات داد     نقل و نبات داد    و من نفهمیدم این یه بیت کوتاه و ناقص کدوم قسمت از چه شعری با چه پیامی میتونه باشه و منظور از شیر شکلات داد یعنی سلطان جنگل شکلات داد ؟ به کی داد ؟ یا یه نفر شیر شکلات داد و نقل و نبات داد که اینکه اصلا دادن اینهمه چیزای شیرین خوب نیست . نیشخند باز آفرین به خودم که گل همه رنگ و یه توپ دارم رو یاد بچه م دادم

البته دو روز بعدش یه ورژن جدید میوه نخور نشوسته رو یاد گرفت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

عاشق باران
25 مهر 91 16:51
روزی که دیگه همه ی کلمات رو درست تلفظ کنن و مثل یه آدم بزرگ حرف بزنن دلمون واسه این طور حرف زدنشون تنگ میشه...


دقیقا همینطوره من گاهی صداشو ضبط می کنم تا بعدا که دلم تنگ شد گوش کنم