دانسته های این روزای باران از زبان فارسی
دختر گلم با اینکه خیلی بزرگ شدی و خوب هم حرف میزنی هنوز بعضی کلمات رو خیلی شیرین ادا میکنی که من قند تو دلم آب میشه وقتی میشنوم مثل :
اموردم (omordam) = آوردم
بشباق یا بشاق = بشقاب
لاکشک = لاکپشت (تلفظش مثل لاکپشت )
پلاسکیت = پلاستیک
یشخال = یخچال البته قبلا دچخال بوده
موازد باش = مواظب باش
رادم رفت = یادم رفت
ردونه = یه دونه
اسپیکودو = اسکوبیدو ( انقدر اونطوری تلفظ کرده یه ربع فکر کردم درستش یادم اومد )
الان هر چی فکر میکنم بقیش یادم نمیاد بعدا کاملش می کنم
چند روز پیش میگفت بابا جون داری منو ببری پارک (منظور همون حوصله داری)
داشت کارتون میدید میگه مامان چرا این لاکشکها نمیدونن نباید برن تو آب میفتن تو دردسر
چند روز پیش ها به باباش میگفت برام عیانو بخر که منظورش پیانو بود می تونست درستشو بگه ولی یادش رفته بود بعدش اصلاحش کرد
یه هفته پیش رفتم بودم مهد دنبالش با ذوق اومد گفت مامان خانم مربی شعر یادم داد و برام با یه ریتم کوتاه و سریع خوند
شیر شکلات داد نقل و نبات داد و من نفهمیدم این یه بیت کوتاه و ناقص کدوم قسمت از چه شعری با چه پیامی میتونه باشه و منظور از شیر شکلات داد یعنی سلطان جنگل شکلات داد ؟ به کی داد ؟ یا یه نفر شیر شکلات داد و نقل و نبات داد که اینکه اصلا دادن اینهمه چیزای شیرین خوب نیست .
باز آفرین به خودم که گل همه رنگ و یه توپ دارم رو یاد بچه م دادم
البته دو روز بعدش یه ورژن جدید میوه نخور نشوسته رو یاد گرفت



دانسته های این روزای باران از زبان فارسی
